سيد علاء الدين محمد گلستانه
382
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
وقتى وارد شوند كه ايشان را خوش نيايد يا مطلبى كه داشته باشند ، به نوعى تقرير نمايند كه ايشان نپسندند يا آن كه از جهت عارى بودن از طريقهء عرف و عادت ايشان در آن مجلس ، حركتى كنند كه ملايمِ طبع ايشان نباشد ، البتّه اهانتى زبانى يا غير آن به ايشان مىرسانند و قبل از رسيدن به مجلس حضور ، از حاجب و دربان و ساير ملازمان ، سخنان درشت مىشنوند . و اگر به ايشان برسد از جهت حقارتى كه خلايق ، خصوصاً فقرا و مردمى كه جهتى از جهات اعتبار دنيا نداشته باشند ، در نظر ايشان دارند ، تداركى نمىكنند ؛ بلكه تحسينِ ملازمان مىنمايند . و در مذمّت تحقير و ايذا و اهانت هريك از جماعتى كه مذكور شد ، و امر به توقير و احترام و احسان و فضل ايشان ، احاديث وارد شده . از آن جمله ، روايت نموده است محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه در باب ذمّ اهانت شيعيان ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : خداى - عزَّ و جلَّ - بىواسطه در معراج به من وحى فرمود كه : يا « 1 » محمّد ! كسى كه دوستى از دوستان مرا خوار كند ، مهيّاى جنگ با من شده ، و كسى كه با من محاربه كند ، من با او محاربه مىكنم . من سؤال كردم كه : خداوندا ! آن جماعت ، كداماند ؟ و من مىدانم كه هر كس با تو محاربه كند ، با او محاربه مىكنى . فرمود كه : دوست من ، كسى است كه من از او پيمان گرفتهام به اقرار به نبوّتِ تو و ولايتِ وصىّ تو و ذرّيت شما . « 2 » و بعضى احاديث در باب تحقير و ايذاى مؤمنين ، قبل از اين مذكور شد . [ فضيلت نيكى به سادات ] و در باب احسان و اكرام سادات ، احاديث وارد شده . از آن جمله ابن بابويه رحمه الله در فقيه ، از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود : به درستى كه من در روز قيامت ، چهار صنف از مردم را شفاعت مىكنم ، هر چند كه با گناهان اهل دنيا به صحراى قيامت آمده باشند : مردى كه يارى كرده باشد ذرّيّهء مرا ؛ و مردى كه مال خود را به ذريّه من داده باشد در وقتِ تنگى ؛ و مردى كه ذرّيّهء مرا به دل و زبان ، دوست داشته باشد ؛ و مردى كه سعى در كارهاى ذرّيهء من كرده باشد وقتى كه ايشان را دور كرده يا متفرّق ساخته باشند . « 3 » و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : روز قيامت كه مىشود ، منادى ندا
--> ( 1 ) . ب : « اى » . ( 2 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 353 ، ح 10 . ( 3 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 65 ، ح 1726 .